زندگی من
-
تاریخ: 1392/4/6 ساعت: 4:24
باید عضو خونواده باشی...
یاد مامان
-
تاریخ: 1392/4/1 ساعت: 7:11
ياد مامان مامان اين جوري بود = 4ساله كه بودم فكر مي كردم مامانم هر كاري رو مي تونه انجام بده .14 ساله كه شدم گفتم=زياد حرف هاي مامانموجدي نگيرم اون خيلي امله.55ساله كه شدم دلم ميخواست همه چيزموبدم كه مامانم برگرده تابتونم باهاش درباره همه چيز حرف بزنم اماافسوس كه قدرشو ندونستم مامانم ديگه از دست رف...
عشق@
-
تاریخ: 1392/8/23 ساعت: 9:01
عاشقی تنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــها عاشقـی گوریست به ژرفاي احساسش پستي معشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوق عاشقي تنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــها غرق در خـــــــــــــــون است چشمانش خيـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــره بر عكسي چه كند تنـــــــ...
دنیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا؟...
-
تاریخ: 1392/8/23 ساعت: 8:53
من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !؟ پنجره ی اتاقم را باز می کنم و فریاد می زنم تنهاییت برای من ... غصه هایت برای من ... همه بغضها و اشكهایت برای من .. بخند برایم بخند آنقدر بلند تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را... صدای همیشه خوب بودنت را دلم برایت تنگ شده دوستت دارم ... ...
پشیمانی
-
تاریخ: 1392/10/20 ساعت: 8:28
او قطره بود
-
تاریخ: 1392/8/23 ساعت: 8:41
قطره دلش دریا میخواست. خیلی وقت بود که به خدا گفته بود. هر بار خدا میگفت: از قطره تا دریا راهیست طولانی. راهی از رنج و عشق و صبوری. هر قطره را لیاقت دریا نیست. قطره عبور کرد و گذشت. قطره پشت سر گذاشت. قطره ایستاد و منجمد شد. قطره روان شد و راه افتاد. قطره از دست داد و به...
امید
-
تاریخ: 1392/8/23 ساعت: 8:49
عاشقا خیز کامد بهاران چشمه ی کوچک از کوه جوشید . در امید وامید واری ....